چشم و عملکرد آن در طی فرآیند بینایی

عملکرد چشم در طی فرایند بینایی

عملکرد چشم در طی فرآیند بینایی

چشم یک دستگاه بسیار ظریف و پیچیده ی نوری است که در نگاه اول می توان عملکرد آن را با عملکرد دوربین عکاسی مقایسه کرد.
این دستگاه بسیار مهم که توسط قدما سلطان بدن لقب گرفته است به وسیله عصب بینایی با مغز مرتبط می شود و درست مثل سایر حواس دارای مراکز قشری و روحی معینی در سطح مغز می باشد.
با عبور دسته های نور از محیط های شفاف داخل چشم و تاثیر گذاری آن ها بر روی سلول های پرده حساس چشم و یا شبکیه و انتقال این تاثیرات به فضای داخلی مغز این ارتباط بین عصب بینایی و اعصاب مغز به معنای واقعی انجام می گیرد و حاصل آن همان بینایی می باشد، به عبارت دیگر فرایندهای فیزیکی و عصبی موجب می شود که قوه بینایی – به عنوان یکی از حواس انسان – پس از کسب اشعه نورانی تاثیرپذیری خود را به مغز نشان دهد.
همان طور که گفتیم چشم دستگاهی نوری است که عمل اصلی آن متقارب کردن اشعه های نورانی بر روی شبکیه می باشد.
به طور کلی این دستگاه از سه دیوپتر تشکیل شده است که به مجموعه آنها چشم ساده گفته می شود.
تصاویری که برای انسان قابل مشاهده است بر روی کانون چشم ساده که درست منطبق بر شبکیه چشم است به طور واژگون منتشر می شود.
به طور طبیعی هر چقدر که اجسام به چشم نزدیکتر می شوند – به علت اینکه تصاویر آنها دورتر از کانون تشکیل می شود و نیز به علت تغییر انحنای عدسی چشم – به وضوح دیده نمی شوند، ولی این اشکال با وقوع عمل تطابق در چشم برطرف می شود.
به طور کلی هنگامی که جسمی دور از چشم قرار گرفته باشد – چون تصویر آن بر روی پرده شبکیه منطبق است – به وضوح دیده می شود ولی از آنجا که تصاویر اجسام نزدیک ، در عقب کانون می افتد به وضوح دیده نمی شوند و در این هنگام است که عدسی به تناست فاصله ای که جسم تا چشم دارد شعاع انحنایی خود را کمتر می کند و در نتیجه فاصله کانونی را کاهش می دهد و در نتیجه تصاویر را بر روی شبکیه منطبق می سازد. به این عمل واضح سازی تصاویر اجسام نزدیک اصطلاحا فرایند تطابق گفته می شود.
تغییر تحدب عدسی چشم در طی عمل تطابق به وسیله انقباض ماهیچه های مژگانی صورت میگیرد.


تطابق : وقتی از فاصله دور ( بیش از 6متر ) به شیئ نگاه شود، عدسی پهن و مردمک گشاد می شود تا نور بیشتری وارد چشم گردد. مردمک با عمل ماهیچه های شعاعی بیرونی عنبیه گشاد می شود، که منقبض شده و ماهیچه های حلقوی را می کِشند. وقتی به جسم نزدیک نگاه شود، عدسی ضخیم تر شده و مردمک تنگ می شود تا نور کمتری وارد گردد. این کار از تحریک بیش از حد شبکیه جلوگیری می کند. مردمک با انقباض ماهیچه های حلقوی درونی تنگ می شود. که با انقباض خود ماهیچه های شعاعی رامی کِشند.


انقباض ماهیچه های مژگانی : لرزش ظاهری دایره ها ناشی از انقباض ماهیچه های مژگانی است که که تطابق عدسی برای کانونی کردن دقیق اشیاء در فواصل مختلف را کنترل می کنند.
هنگام تطابق برای مشاهده اجسام نزدیک، سوراخ مردمک الزاما نیز تنگ می شود. درک نور و رنگ نیز در پرده شبکیه به وسیله سلول های دارای زائده های استوانه ای و مخروطی صورت می گیرد. این گروه از سلول ها در لکه زرد چشم به وفور وجود دارند.
در شبکیه ماده قرمز رنگی وجود دارد که اریتروپسین نامیده می شود و از لایه رنگی شبکیه ترشح می شود. این ماده در تاریکی پس از تاثیر گذاری نور بر روی سلول های بینایی از بین می رود. به همین جهت است که می گوییم تحریک شبکیه به شدت نور وارد شده به آن بستگی کامل دارد و از یک حداقلی به نام آستانه تحریم آغاز می شود.
در محیط تاریک تحریک پذیری شبکیه بسیار زیاد می شود تا جایی که حساسیت شبکیه در مدت 10 دقیقه تاریکی به 25 برابر وضعیت روشنایی می رسد.
از سوی دیگر چشم برجستگی و ابعاد اجسام را تواماً با هر دو چشم دریافت می کند و پس از انتقال به قشر مغز برای انسان قابل درک می شود.

سوال دارید؟